تبلیغات
[هیات قمربنی هاشم (ع)ساری-موسسه فرهنگی اشک علقمه ]

 

::.. بسم رب الحسین ..::

  به وبلاگ [هیات قمربنی هاشم (ع)ساری] خوش آمدید.


  افراد آنلاین در وبلاگ :



::.. نظر سنجی ..::

این وبلاگ راچطور ارزیابی می نمائید؟






 

::.. ساعت ..::

ادرس ساعت

::.. صفحات اضافی ..::

درباره ارباب بی کفن

::.. لینک به ما ..::

 

هیات قمربنی هاشم ساری


 

::.. لوگوی دوستان ..::

 




 

برای تبادل لوگوی پیغام بگزارید

 

::.. آمار وبلاگ ..::

 امروز :
 بازديد هاي امروز :
 بازديد هاي ديروز :
 كل مطالب :
 كل نظرها :
 كل بازديد ها :
 ايجاد صفحه : - ثانيه

::.. با تشکر از ..::

 

  <a href='http://www.arpapic.com' target='_blank'><img src='http://www.arpapic.com/Images/bo2u.jpg' border='0' /></a>


طراح قالب

 



 باز این چه شورش است که در خلق عالم است - ::.. شعرهای کربلائی , ..::




در کوچه ها نسیم بهشت محرم است
این شهر بی مجالس روضه جهنم است
پیراهن سیاه عزاداری شما
زیباترین تجلی عشق مجسم است
شکر خدا که هیئتمان باز دایر است
شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است
بیرون ندیده اید زنی استاده است؟
بالش شکسته قدش هم کمی خم است
لبخند تلخ فاطمه بر تک تک شما
یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است
من که ندیدمش دم در، خب شما چطور؟
صد حیف سوی چشم گنهکار ما کم است
پرواز می کنیم از این پیله های تنگ
فصل بلوغ شیعه یقینا محرم است
در مجلس عزای امام قتیل اشک
روضه به شور و واحد و نوحه مقدم است
وحید قاسمی

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد
آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد
مقصود از تکلم طور از تو گفتن است
موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد
روز ازل برای گلوی تو هیچ کس
غیر از خدای عز و جل خونبها نشد
در خلقتش زمین و مکانهای محترم
بسیار آفرید ولی کربلا نشد
گرچه هزار سال برای تو گریه کرده اند
یک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد
ما گندم رسیده شهر ری توایم
شکر خدا که نان تو از من جدا نشد
یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم
حالا که کربلای تو روزی ما نشد
داغ تو اعظم است تحمل نمی شود
در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد
لطیفیان
یارا نشانه‌ات را از هر کجا گرفتم
گاهی ز کعبه گاه از سعی و صفا گرفتم
در های و هوی وصلت هردونشانه‌ها را
گاه از غریبه و گاه از آشنا گرفتم
دنبال عطر سیبت از هر طرف روانه
گاهی چنین پیام از باد صبا گرفتم
روز ازل که عهدی دیرینه بستم ای یار
عشق تو را چه زیبا من از خدا گرفتم
چون فطرسی ز هجران محزون و پرشکسته
عزم سفر به سویت ای دلربا گرفتم
جبریل کو که آید بر بال او نشینم
شوق حسین دارم جام ولا گرفتم
سر نه که قلب خود بر گهواره‌ات بسایم
ای خستگان ببینید دیگر شفا گرفتم
حبل المتین من شد زلفی که باد خم کرد
سر رشته محبت از مقتدا گرفتم
عشق علی به قلبم سرمایه الست است
عشق تو عالم (ذر) از مرتضی گرفتم
وقتی که بارش اشک از ابر وصل بارید
آقا بگو برات کرببلا گرفتم


نوشته شده توسط محمدعلی صنیعی در جمعه 6 دی 1387 و ساعت 04:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 تی تی شاپ - ::.. ..::


فروشگاه الکترونیکی
http://www.ttshop.ir


نوشته شده توسط محمدعلی صنیعی در شنبه 9 آذر 1387 و ساعت 06:39 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 9 آذر 1387 و ساعت 06:42 ق.ظ

* | نظرات ()

 ازدواج شهید همت - ::.. ..::

ازدواج شهید همت
به روایت همسر
همسر شهید همت یكی از دانشجویان داوطلب اعزامی از اصفهان به پاوه بود كه تابستان 1359 وارد این شهر شد و همراه دیگر خواهران مستقر در كانون فرهنگی سپاه و جهاد پاوه به كار معلمی و امداد رسانی در روستاهای اطراف پاوه پرداخت. او در مهرماه همان سال، پس از اتمام مأموریت خود به اصفهان بازگشت و در اواخر تابستان سال 1360 بار دیگر راهی پاوه شد و فعالیت خود را از سرگرفت.

همت مدتی پس از بازگشت از سفر حج به خواستگاری اش رفت. خود وی شرح سامان گرفتن زندگی مشترك خود را با حاج همت چنین تعریف می‌كند: " با یكی دو نفر از دوستان خود عازم كرمانشاه شدیم، آموزش و پرورش آن‌جا ما را به پاوه فرستاد. وقتی وارد شهر شدیم هوا تاریك شده بود. باران می‌بارید. یك‌راست به ساختمان روابط عمومی سپاه رفتیم. همت آن ‌جا نبود. گفتند به سفر حج رفته است. در اتاق خواهران مستقر شدیم و از روز بعد كار خود را در مدارس پاوه آغاز كردیم. آن زمان شهر رونق بیشتری پیدا كرده بود و بخش عمده‌ای از منطقه پاك ‌سازی شده بود و تعداد زیادی از نیروهای بومی توسط شهید ناصر كاظمی و همت، جذب كانون فرهنگی جهاد و سپاه شده بودند.

سفر حج ایشان حدود بیست روز به طول انجامید. در این فاصله به اتفاق خواهران اعزامی خانه‌ای برای سكونت خود در شهر اجاره كردیم. یك شب پیش از آمدن حاجی به پاوه خواب عجیبی دیدم. او بالای قله‌ای ایستاده بود و من از دامنه قله او را تماشا می‌كردم. خانه سفیدی را به من نشان داد و گفت: "این خانه را برای تو می‌سازم، هر وقت آماده شد دست تو را می‌گیرم و بالا می‌كشم." فردای آن شب خبر رسید همت آمده است. یكی-دو روز بعد، از فرماندار شهر برای سخنرانی در مدرسه دعوت كرده بودیم. گفتند كسالت دارد و همت به جای ایشان آمد. حالا دیگر او را حاج همت صدا می‌زدند. چند دقیقه‌ای پس از شروع سخنرانی ایشان، برادری از سپاه آمد و خبر درگیری مناطق اطراف پاوه را داد. حاجی عذرخواهی كرد و مدرسه را ترك گفت.

دو روز بعد همسر یكی از برادران اعزامی از اصفهان، كه در آموزش و پرورش فعالیت می‌كرد و ارتباط صمیمانه‌ای با حاج همت داشت، به محل سكونت ما آمد و درخواست ازدواج با حاج همت را مطرح كرد، بهانه‌ای آوردم و پاسخ منفی دادم.

آن خانم اصرار كرد و از خلق و خوی شهامت، اخلاص و فداكاری حاجی تعریف كرد و گفت: "دیگران روی شهادت و گواهی همت قسم یاد می‌كنند." گفتم روی این موضوع فكر می‌كنم. دو یا سه روز بعد در خانه همان خانم و همسرشان با همت حرف زدیم. او نشانی منزل ما را در اصفهان یادداشت كرد. در آن ایام سپاه پاوه همچنان مشغول پاك ‌سازی روستاهای مرزی از لوث گروهك‌ها و عراقی‌ها بود و چون او نقش عمده‌ای در فرماندهی این عملیاتها داشت قرار شد پس از اتمام عملیات راهی اصفهان شود.

همزمان با انتقال تعدادی از شهدا به اصفهان فرصتی فراهم شد و حاجی در آن سفر همراه با خانواده خود برای گفتگو با پدر و مادرم به خانه ما رفتند. از آن‌جا كه شخصیت حاج همت احترام برانگیز بود و علاوه بر آن از قدرت كلام خوبی برخوردار بود و محبت دیگران را نسبت به خود جلب می‌كرد، در اولین برخورد با خانواده من توانسته بود جای خود را باز كند.

به دنبال موافقت هر دو خانواده حاج همت از اصفهان با پاوه تماس گرفت. برادران مستقر در كانون، امكان سفر من به اصفهان را در اسرع وقت فراهم كردند. فردای همان روز كه به اصفهان رسیدیم حاج همت به خانه آمد. خانواده ما قصد داشتند مراسم عقد و عروسی را به زمان خاصی بیندازند، اما ایشان با تبحری كه در جا انداختن مطالب داشت گفت: " برای یك مسلمان هیچ روزی بهتر از ولادت بنیانگذار اسلام نیست." و با این جمله قرار عقد را برای دو روز بعد، یعنی هفدهم ربیع‌الاول گذاشت.

دلم می‌خواست خطبه عقد را امام خمینی(ره) بخوانند، این، یكی از آرزوهایی بود كه زوج‌های جوان در آن روزها داشتند و در صورت انجام آن به خود می‌بالیدند. به حاج همت پیشنهاد كردم از دفتر امام وقتی بگیرند. ولی پیش از آن‌كه درخواست خود را به طور كامل به زبان بیاورم حاجی از من خواست صرف ‌نظر كنم. او گفت: " راضی نیستم روز قیامت جوابگوی این سؤال باشم كه چرا وقت مردی را كه متعلق به یك میلیارد مسلمان است به خودت اختصاص دادی."

قرار خرید گذاشته شد. حاج همت دست خانواده‌اش را جهت خرید برای من باز گذاشته بود، اما برای خودش جز یك حلقه ساده كه قیمت آن به دویست تومان هم نمی‌رسید، خرید دیگری نكرد.مراسم عقد به دور از هرگونه تجملات و ریخت و پاش برگزار شد. من با لباس ساده سرسفره حاضر شدم. حاجی نیز یك دست لباس سپاه به تن كرده بود. میهمانان مجلس، اعضای هر دو خانواده و تعدادی از دوستان من و حاجی بودند. مراسم با صلوات و مدیحه‌سرایی برگزار شد، هر چند كه این‌چنین رسمی در میان اقوام و خانواده ما معمول نبود.

منبع: برنا


نوشته شده توسط محمدعلی صنیعی در سه شنبه 30 مهر 1387 و ساعت 05:49 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 عید سعید فطر - ::.. عمومی , ..::








نوشته شده توسط محمدعلی صنیعی در سه شنبه 9 مهر 1387 و ساعت 01:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 کریم مطلبی - ::.. عمومی , ..::

در صبحگاه روز 23رمضان خبری تاسف انگیز و دردآور همه مان را اندوهگین کرد و آن رحلت جانگداز مداح عاشق اهل بیت برادر کربلائی کریم مطلبی بود. کریم مطلبی ازجمله جوانان بی غل و غش و عاشق اهل بیت بود که با سوز دل برای ارباب خودش می خواند منطقه امامزاده عباس ساری دیروز یکبار دیگر عاشورا را بخود دید و همگان دیدند که مردم چطور برای اظهار ارادت به این نوکر بی مثال اهل بیت آمده بود انشااله در جوار رحمت حق و در کنار سفره ارباب بی کفنش متنعم باشد.


Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic


نوشته شده توسط محمدعلی صنیعی در پنجشنبه 4 مهر 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

  - ::.. عمومی , ..::

پیامبرانی که دست به دامن امام حسین (ع) شدند:
 در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهکده‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و ... توبه‌ی حضرت ابو البشر، آدم علیه السلام «فَتَلَقَّی‌ آدَمُ‌ مِن‌ رَبِّهِ‌ کَلِماتٍ‌ فَتَابَ‌ عَلَیهِ‌» آدم‌ وقتی‌ با وسوسه‌ شیطان‌ از بهشت‌ بیرون‌ رفت‌ و از آن‌ مرتبه‌ الهی‌ نزول‌ کرد، خداوند متعال‌ کلمات‌ و اسمای‌ خمسه‌ی‌ معصومین‌ را به‌ وی‌ القا کرد و این‌ کلمات‌ به ‌قلب‌ آدم‌ رسید (اسماء طیبه‌ و خمسه‌: محمد و علی‌، فاطمه‌، حسن‌ وحسین‌ -که درود و سلام بی پایان خداوند بر آنان باد- است)‌ که‌ خداوند متعال‌ به‌ برکت‌ این‌ اسامی‌ و وجود مقدس‌ آنان‌ از غفلت‌ و قصور آدم‌ درگذشت‌. استمداد حضرت‌ سلیمان‌ پیامبر (ع) در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیه‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیله‌ سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودند ـ در دهکده‌ کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و سخنانی‌ از حضرت ‌سلیمان‌ را در بر دارد که‌ به‌ الفاظ‌ عبری‌ قدیم‌ نگارش‌ یافته‌ است‌ که‌ ترجمه‌ لوح ‌سلیمانی‌ بدین ‌قرار است‌: الله‌ احمد ایلی‌ باهتول‌ حاسن‌ حاسین‌ یاه‌ احمد! مقذا = ای‌ احمد ! به‌ فریادم‌ رس‌ یاه‌ ایلی‌! الضطاه‌ = یا علی‌! مرا مدد فرمای‌ یاه‌ باهتول‌! اکاشئی‌ = ای‌ بتول‌! نظر مرحمت‌ فرمای‌ یاه‌ حاسن‌! اضو مظع‌ = ای‌ حسن‌! کرم‌ فرمای‌ یاه‌ حاسین‌! بارفو = یا حسین‌! خوشی‌ بخش‌ همین‌ سلیمان‌ اکنون‌ به‌ این‌ پنج‌ بزرگوار استغاثه‌ می‌کند بذات‌ الله‌ کم‌ ایلی‌ = و علی‌ قدره‌ی‌ الله‌ است‌ اعضای‌ کمیته‌ چون‌ بر مضمون‌ نوشته‌ لوح‌ مقدس‌ اطلاع‌ یافتند هریک‌ با دیده‌ تعجب‌ به‌ دیگری‌ نگریستند و انگشت‌ حیرت‌ به‌ دندان‌ گزیده‌ و پس‌ از تبادل‌ نظر قرار براین‌ شد که‌ این‌ لوح‌ در موزه‌ سلطنتی‌ بریتانیا گذاشته‌ شود، ولی‌ بعد آن ‌را در رازخانه‌ کلیسای‌ انگلستان‌ گذارده‌ که‌ فقط‌ «اُسقف‌» از آن‌ اطلاع‌ داشته‌ باشد. استغاثه‌ نوح‌ پیامبر(ع) برای‌ نجات‌ کشتی‌ از پنج‌ تن‌ در ژوئیه‌ 1951 میلادی‌ گروهی‌ از دانشمندان‌ معدن‌ شناس‌ روسی‌، هنگام‌ معدن‌یابی‌ و کندن‌ زمین‌ به‌ تخته‌ چوب‌های‌ پوسیده‌ای‌ برخوردند که‌ بعد از تحقیقات‌ وبررسی‌ کامل‌ باستان‌شناسی‌ فهمیدند که‌ متعلق‌ به‌ بقایای‌ کشتی‌ نوح‌ است‌. در بین‌ این‌چوب‌های‌ پوسیده‌ به‌ تکه‌ تخته‌ چوب‌ مستطیلی‌ برخوردند که‌ همه‌ را به‌ حیرت‌ انداخت‌، زیرا در اثر گذشت‌ زمان‌ کهنگی‌ و پوسیدگی‌ به‌ تمام‌ چوب‌ها راه‌ یافته‌ بود جز این‌ تخته‌چوب‌ که‌ 14 اینچ‌ طول‌ و 10 اینچ‌ عرض‌ داشت‌ و حروفی‌ چند بر آن‌ منقّش‌ بود. دولت ‌روس‌ برای‌ تحقیق‌ و بررسی‌ درباره‌ این‌ تخته‌ چوب‌ در 27 فوریه‌ (1953 میلادی‌)کمیته‌ای‌ تشکیل‌ داد که‌ اعضای‌ آن‌ باستان‌شناسان‌ و استادان‌ آشنا به‌ زبان‌های‌ عتیق ‌بودند که‌ اسامی‌ این‌ اساتید در صفحه‌ 36 و 37 کتاب‌ "علی‌ و پیامبران"‌ ضبط‌ و نگاشته ‌شده ‌است‌. لذا پس‌ از 8 ماه‌ تحقیق‌ و کاوش‌ اسرار آن‌ تخته‌چوب‌ برای‌ کمیته‌ کشف‌ گردید ومعلوم‌ شد که‌ این‌ تخته‌ چوب‌ از کشتی‌ حضرت‌ نوح‌ پیامبر(ع) است‌ که‌ برای‌ تَیمُّن‌ و مددخواهی‌، چیزهایی‌ برآن‌ نوشته‌ و بر کشتی‌ نصب‌ کرده‌ است‌. در وسط‌ تخته‌ یک‌ تصویرپنجه‌ نمایی‌ وجود داشت‌ که‌ عبارتی‌ چند به‌ زبان‌ سامانی‌ برآن‌ نگاشته‌ بود (زبان‌ رایج‌ درزمان‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و تا چندی‌ بعد از زمان‌ نوح‌ زبان‌ سامی‌ یا سامانی‌ بود و زبان‌های‌عبرانی‌، سریانی‌، قیهانی‌، قبطی‌، عربی‌ و غیره‌ از شاخه‌های‌ مختلف‌ همان‌ زبان‌ است‌). ترجمه‌ و شرح‌ آن‌ بدین‌قرار است‌: ای‌ خدای‌ من‌ ای‌ مددکار من‌ به‌ لطف‌ و مرحمت‌ خود و به‌ طفیل‌ ذوات‌ مقدس‌؛ محمد، ایلیا، شُبّر، شُبیر و فاطمه، دست‌ مرا بگیر؛ این‌ پنج‌ وجود مقدس‌ از همه‌ با عظمت‌تر و واجب ‌الاحترام‌ هستند و تمام‌ دنیا برای ‌آنان‌ بر پا شده‌ است‌. پروردگارا به‌ واسطه‌ نامشان‌، مرا مدد فرمای‌! تو می‌توانی‌ همه‌ را به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ نمایی‌. توضیحات‌ بیشتر و تصویر لوح‌ کشتی‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و انتشار خبر آن‌ در مجلات ‌و روزنامه‌های‌ دنیا به‌ طور کامل‌ در کتاب‌ علی‌ و پیامبران‌ آورده‌ شده‌ است‌. استغاثه‌ حضرت‌ یوسف‌ علیه السلام بر امام حسین در آن‌ هنگام‌ که‌ برادران‌ یوسف‌ او را به‌ چاه‌ انداختند. در اعماق‌ چاه‌ جبرئیل‌ به ‌یوسف‌ فرمود: برای‌ نجات‌ خود توسل‌ به‌ این‌ ذوات‌ مقدس‌ پنج‌ تن‌ بنما که‌ همانا "محمد، علی‌، فاطمه، حسن‌ و حسین‌ -صلوات الله علیهم اجمعین- می‌باشند. پس‌ حضرت‌یوسف‌ چنین‌ نمود و خداوند متعال‌ موجبات‌ نجات‌ و خلاصی‌ او را فراهم‌ ساخت‌. "مهاتما بده"‌ و امام حسین علیه السلام حسین‌ جان‌! عظمت‌، شخصیت‌، تحمل‌ مصائب‌ و سختی‌های‌ تو را نه‌ تنها انبیای‌الهی‌ و فرشتگان‌ آسمان‌ و ادیان‌ مختلف‌ و مکاتب‌ گوناگون‌ بیان‌ نموده‌ و با دیده‌ تکریم‌ وتعظیم‌ بر آن‌ اشک‌ ریخته‌اند، بلکه‌ «مهاتما بده‌» که‌ از بزرگان ‌است‌ و عده‌ای‌ هم‌ او را یکی‌ از پیامبران‌ می‌دانند بعد از تعبیر و تفسیر فراوان‌ که‌ در مورد عظمت‌ و شوکت‌ حضرت‌ محمد صلی الله علیه و آله و حضرت‌ علی‌ علیه السلام و خوابی‌ که‌ دیده‌ و نوید و بشارت ‌آمدن‌ وجود مقدس‌ علی‌ و شکافته‌ شدن‌ دیوار کعبه‌ و را می‌دهد و بشارت‌ آمدن‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ را می‌دهد در بستر مرگ‌ وقتی‌ شاگردش‌ «آنند» را گریان‌ و مضطرب‌ می‌بیند او را به‌ آمدن‌ خاتم‌ پیامبران‌ ـ که‌ نور خدا و عالم‌ به‌ اسرار هستی ‌و صاحب‌ یک‌ تاج‌ پنج‌ پهلو که‌ مانند خورشید و ماه‌ می‌درخشد و نام‌ الماس‌ بزرگ‌ آن‌ «آلیا» باشد ـ بشارت‌ می‌دهد و سپس‌ می‌گوید: آنند! به‌ یاد داشته‌ باش‌ که‌ آن‌ انسان‌های ‌پاک‌ در ابتدا آفریده‌ شده‌اند ولی‌ هنوز به‌ ظاهر شدنشان‌ بسیار مانده‌است‌. ستمگران‌ دُردانه‌های‌ (فرزندان‌) وی‌ را بسی‌ زیان‌ و آزار رسانند و برای‌ ریشه‌ کن‌کردن‌ آنان‌ از چیزی‌ فرو گذار نکنند و دست‌ به‌ هر عمل‌ ضد انسانی‌ زنند. اما خدا نام‌ و کار و مقصد او و نسل‌ او را تا آخر دنیا باقی‌ خواهد گذاشت‌. همین ‌طور ادامه‌ می‌دهد و می‌گوید: خوشا به‌ حال‌ آنان‌ که‌ با او و همراهان‌ او همراهی‌ کنند. اکنون‌ ای‌آنند! بیش‌ از این‌ نمی‌توانم‌ به‌ تو یاد دهم‌ (و اسرار را برایت‌ ظاهر کنم‌). سید علی‌ اکبر قریشی‌ منابع‌: 1ـ قرآن‌ کریم‌. 2ـ مفاتیح‌ الجنان‌. 3ـ امام‌ حسین‌، حاج‌ سید ابوالفضل‌ تقوی‌. 4ـ نردبان‌ آسمان‌، حضرت‌ آیت‌ الله‌ بهاء الدینی
‌. منبع: تبیان

نوشته شده توسط محمدعلی صنیعی در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 05:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 آدما - ::.. عمومی , ..::

آدما دو دسته هستن


بعضیشون آدم پرستن


اونایى كه حق پرستن


غیر حق نمى پرستن


چشاشون ابر بهاره


دلهاشون مدخل یاره


كارو بار زندگیشون


همه عمر بندگیشون


وقف بین الحرمینه


صرف ذكر یاحسینه


روبه قبله تا مى شینن


همه جاحرم مى بینن


اونا اهل آسمونن


روزو شب روضه مى خونن


دوست دارن كفن نگیرن


توسینه زدن بمیرن


چشم به راه یارمى دوزن


پاى پرچمش مى سوزن


تومحرما عجیبن


شبیه آقا غریبن


اگه كربلانبودن


همشون سینه كبودن


روزه عطش مى گیرن


عاقبت تشنه مى میرن


همه در تاب وتب هستن


خاك پاى زینب هستن


دلشون كعبه عشقه


توخرابه دمشقه


صحن بین الحرمینه


قبرعباس وحسینه


پادشاه عالم عینن


چونكه نوكرحسینن


اگه دیدن كربلا رو


قسمش مى دن خدارو


بیاتادورش بگردم


دیگه زنده برنگردم

همه دنباله حسینن

همشون ماله حسینن

شاعر  ناشناس



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 2 تیر 1387 و ساعت 10:06 ق.ظ

* | نظرات ()

 حسینیه - ::.. عمومی , ..::

به حسینیه سر بزن

~~~~~~~

http://hosinih.iranblog.com/



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ

* | نظرات ()

 درس - ::.. عمومی , ..::

تنفر

 

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها

 گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که

 از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها

 با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣،

 بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند

 

کیسه پلاستیکى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع

کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که

 سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند.

 پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها

 پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى

 داشتید؟» بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با

خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین

 توضیح داد:

 

این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل

 خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد

 می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد

 سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد

نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 یا علی - ::.. عمومی , ..::

ما منتظر صبح شب یلدائیم


آماده برای فرج فردائیم


فردا که عزیز فاطمه(عج)می آید


با "خامنه ای"به کربلا می آییم



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در جمعه 24 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 سخنان امام - ::.. عمومی , ..::

سخنرانی امام حسین (ع) برای بر جای ماندگان شب عاشورا

 

پس از اتمام حجّت با یاران ، اصحاب و یاران امام حسین (ع) چونان کوه های استوار بر جای ماندند و گفتند :

 

ما از تو جدا نمی شویم ، آن چه تو را نگران می کند ما را نیز اندوهناک می سازد و آن چه به شما می رسد ، به ما هم می رسد و چون ما با تو هستیم از همه کس به خدا نزدیک تریم .

 

امام حسین (ع) فرمودند :

 

« اگر شما دل بر آن چه بندید که من بسته ام ، بدانید که خداوند جایگاه بلند و شریف را به بندگانیعطا می فرماید که به هنگام مشکلات و سختی ها شکر گزار و در مکروهات و ناملایمات صبر داشته باشند .

 

گر چه خدامند مرا اختصاص داد به کرامات اهل بیت من ، آنان که رفتند و من آخرین آن ها می باشم ، تا بلا ها و مکروهات را بر خود هموار سازم .

 

خداوند شما را نیز از کرامات اهل بیت بی بهره نمی گذارد . بدانید که زشت و زیبای دنیا چونان خواب دیدنی است که زود می گذرد ، و بیداری و هوشیاری در روز قیامت است . آن کس که در آخرت رستگار شد جاودانه است و آن کس که در روز قیامت به عذاب الهی دچار شد شقاوت و گرفتاری او جاودانه است . »



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در جمعه 24 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 24 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ

* | نظرات ()

  - ::.. عمومی , ..::

نماز در صبح شهادت خانم حضرت زهرا سلام الله

هیات قمر بنی هاشم ساری



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

  - ::.. نمایشگاه عکس , ..::

شب شهادت حضرت زهرا (س) بچه های هیات قمر مثل تموم نوکرا تو جهان

آش حلیم پختند



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

  - ::.. عمومی , ..::



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 03:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

* | نظرات ()

 عکسها - ::.. عمومی , ..::

پیر غلام امام حسین (ع) میاندار و مسئول هیات

که مادر مرحومه اش کنیز حضرت زهرا (س) بود و خدایش بیامرزد

آقا یوسف التماس دعا

یکی از مداحان و نوکران خوب ابا عبدالله

حاج حمید برناسی

حاج عباس دادگر یکی از خدام الحسین هیات

سوختن پای آتیش برای اطعام دهی رو خیلی دوست داره

باید دستای این انسان شریف رو بوسید

عمو محمد پای سماور همیشه با ذکر و اشک مشغول نوکری و خودش

میگه من خودمو دخیل بستم به خونه آقام قمر بنی هاشم 



نوشته شده توسط بهزاد شاهنده در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 03:06 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 24 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ

* | نظرات ()


 نوشته های قبلی...

 باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 تی تی شاپ

 ازدواج شهید همت

 عید سعید فطر

 کریم مطلبی

 

 آدما

 درس

 حسینیه

 یا علی

 سخنان امام

 

 

 عکسها

 

 صفحات وبلاگ ...

 1  2  3  4  5  6


::.. انتخابهای اصلی ..::

پخش تصویر زنده از حرم مولاآقا اباعبدالله *******روی تصویركلیك كنید*******

برای دیدن تصویر زنده از حرم مولا  آقا ابا عبدالله الحسین روی عکس کلیک کنید
صفحه نخست
پست الکترونیک

ارتباط با هیات قمربنی هاشم(ع)

تبدیل به صفحه خانگی


عبدالرضا هلالی

تی تی شاپ
 

[yahoo]

::.. نویسندگان ..::

 محمدعلی صنیعی (52)
 بهزاد شاهنده (29)
::.. موضوعات ..::
 عمومی(58)
 شعرهای کربلائی(2)
 دانلود(3)
 نمایشگاه عکس(6)
 اخلاق واندرز(3)
 طریقه ثبت سایت درگوگل(1)
 درباره امام مهدی (عج)(2)
 سفرنامه کربلا(0)
 اوقات شرعی(1)
 فرقه صوفیه(1)
 شهادت آب(1)
 درباره مکه(1)
::.. آرشیو ..::
  دی 1387 (1)
  آذر 1387 (1)
  مهر 1387 (3)
  شهریور 1387 (1)
  تیر 1387 (3)
  خرداد 1387 (11)
  اردیبهشت 1387 (6)
  فروردین 1387 (1)
  اسفند 1386 (1)
  دی 1386 (4)
  آذر 1386 (4)
  مرداد 1386 (1)
  اردیبهشت 1386 (1)
  فروردین 1386 (1)
  آذر 1385 (2)
  آبان 1385 (1)
  مهر 1385 (6)
  شهریور 1385 (6)
  مرداد 1385 (2)
  خرداد 1385 (3)

::.. سایتهای مرتبط ..::

ماآخرالزمانی ها

یارمهربان

تیزرهای تبلیغاتی

سایت تخصصی موبایل

ایران سافت

پی سی دانلود دات کام

فضای مجانی برای آپلود عکس

فضای مجانی برای آپلود فایل

۵۰۰مگابایت فضای مجانی

دنلود نرم افزارهای موبایل

دانلود نرم افزارهای موبایل

اخبار از دنیای موبایل

نرم افزارهای موبایل نوکیا

بانک مقالات فارسی

لینکده

دنیای آنتی ویروس ها

نرم افزارهای موبایل

اخبار علوم وفن آوری اطلاعات

موسسه نرم افزاری یاد یاران

گالری قالب وبلاگ

دانلود هک و آموزش

ماه تی تی

سایت فناوری نانو

تیم هکران مشکی

آبگینه ساری

یک وبلاگ حاوی مطالب آموزشی

صدمیگ فضا برای آپلودعکس

سوربن نگین میاندرود ساری

مرکز تجارت الکترونیک

دیکشنری آلاین

::.. هر چی می خوای اینجا ..::

 حــســیــنــیــه (-)
 یک فرشته (-)
 باشگاه اندیشه (-)
 مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (-)
 اینجا نجف است (-)
  آرشیو لینكدونی

::.. جست و جو ..::

::.. خبرنامه ..::

::.. آدرسهای ورود ..::

www.atshan.persianhackers.com
www.atshan.bigestblog.com

www.atshan.mihanblog.com

www.atshan.myblog.ir

P30download - پی سی دانلود

 

::.. کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به هیات قمربنی هاشم (ع)ساری می باشد نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است..::

 

.